خرید بک لینک
کیستی, که من اینگونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم... کلید قلبم را در دستانت می گذارم نان شادی ام را با تو قسمت می کنم به کنارت می نشینم و سربر شانهی تو اینچنین آرام به خواب می روم؟ کیستی, که من ا

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 17:01

روزت بستودم و نمی دانستم,

شب با تو غنودم و نمی دانستم,

ظن برده بدم به خود که من من بودم,

من جمله, تو بودم, و نمی دانستم,

مولانای جان

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 17:01

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت, می کنم تو کعبهای هر جا روم قصد مقامت می کنم هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم دوری به تن لیک از دلم اندر

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 17:01

هوا آرام
شب خاموش
راه ِآسمان ها باز
خيالم چون کبوترهاي وحشي مي کند پرواز
رَوَد آنجا که مي بافند کولي هاي جادو، گيسوي شب را
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم, سوخت
برايت شعر خواهم, خواند,
برايم شعر خواهي خواند,
تبسم هاي شيرين تورا با بوسه خواهم, چيد
وگر بختم کند ياري
در آغوش تو
اي افسوس
سياهي تار مي بندد
چراغ ِماه
لرزان از نسيم سرد پاييز است
هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز
زمان
در بستر شب خواب و بيدار است

فريدون مشيري

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 17:01

صفحه بندی